تبلیغات
جمال آفتاب - انسان، موجودی که می خورد و می خوابد ...!!!

ما در یک مسیر و قافله‌ای حرکت می‌کنیم که هدف رسیدن به خداوند است. و همه باید در این قافله حرکت کنیم. در این قافله بسیاری از انسان‌ها گوی سبقت را ربوده‌اند و با سرعت بسیار در سیر و سلوک الی الله می‌باشند؛ چون می‌دانند وقت کم است و راه طولانی، لذا قرآن فرمود:«وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عرض‌ها السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین: و به‌سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعتِ] آسمان‌ها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده‌شده است» (آل‌عمران / 133)

«فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات: پس به‌سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید»(مائده / 45) چون وقت نیست . باید در این قافله حرکت کرد و سریع رفت و عده‌ای هم‌سال‌هاست سر جای خود مانده‌اند. نه عقب می‌روند و نه حرکت می‌کنند و کسانی هم به‌عقب می‌روند و روزبه‌روز عقب‌تر می‌روند و پست‌تر می‌شوند؛ تا لحظه مرگ که انتقال پیدا می‌کنند به نهایت پستی و نجاست؛ یعنی جهنم.

می‌بینی که در کاروان بشری، یکایک به کام مرگ می‌افتند، همه عمرها پایان می‌یابد، انرژی‌ها تمام می‌شود. خورشید، به سردی می‌گراید، نسل‌ها و نسل‌ها برای مردن به دنیا می‌آیند و برای واگذاشتن و رفتن، می‌سازند و آباد می‌کنند، ثروت‌ها می‌اندوزند و با دست تهی از جهان می‌روند. راستى... چیست فلسفه این آمدن‌ها و رفتن‌ها؟ از کجا آمده‌ایم؟... و به کجا می‌رویم؟ و آمدنمان بهر چه بوده است؟ این مساله بزرگ و حیاتی، هزاران سال است که اندیشه انسان‌های بسیاری را به خود مشغول ساخته است.

«فرزانگان»، با جدیت به این موضوع می‌اندیشند، تا جواب آن را دریابند. ولی... غافلان یا متغافلان، چون از دریافت و شناخت جواب درست ناتوان می‌مانند، صورت مسئله را پاک می‌کنند و این سؤال عمده را از ذهن خویش می‌زدایند و گاهی به «پوچ‌گرایی» و «نیهیلیسم» می‌گرایند.

ما فطرتی را که خداجو بود سر بریدیم و با هر گناهی که کردیم یک چاقو در آن فطرت لطیف و خداجو وارد کردیم لذا به تعبیر اربابان معرفت کسی که گناه می‌کند همان وقت اثرش بر وی وارد می‌شود ولی او متوجه نیست زیرا روحش زمخت شده است. رسول خدا (صلی‌الله و علیه وآله و سلم) فرمودند: «النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبلیسَ: نگاه به نامحرم تیر زهرآلودی از تیرهای شیطانی است». [1] یعنی وقتی فرد به نامحرم نگاه می‌کند همان لحظه تیر زهرآلود وارد چشمش می‌شود؛ ولی نه این چشم ظاهری بلکه آن چشم باطن است. یا کسی که غیبت می‌کند: پیامبر اکرم (صلی‌الله وعلیه وآله وسلم) فرمودند: « یَا أَبَاذَر إِیَّاکَ وَ الْغِیبَةَ فَإِنَّ الْغِیبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا: از غیبت دوری کن. چون غیبت از زنا سخت‌تر است». [2] همان لحظه این اثرات بر روح او وارد می‌شود.

غرب انسان را به موجودی تعریف کرد که می‌خورد و می‌خوابد یا حیوان ناطق. شاید پست‌ترین تعریف درباره‌ی انسان این باشد!! اصلاً توهین به انسان است. مثل‌اینکه ما در تعریف موبایل بگوییم: وسیله‌ای است  که برای تایمر بیداری خواب استفاده می‌شود.!! خوب خود شرکت نوکیا به ما اعتراض می‌کند که شما توهین کردی به ما، این‌همه استفاده بالا موبایل دارد. شما یک چیز جزئی را گرفتی و تعریف می‌کنی.

قرآن انسان‌هایی را که دنبال خوی حیوانی رفتند و ارزش خویش را نشناختند تعبیرمی کند به: « أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون‌آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ اینانند که بی‌خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند». (اعراف /179)

 به تعبیر اهل‌دلی اگر این آیه نبود حیوانات دق می‌کردند. تمام دلخوشی آن‌ها این است که انسان‌هایی هستند که مرتبه‌شان از آن‌ها هم پایین‌تر است، لذا این تفکر خود انسان را هم راحت نمی‌گذارد و انسان را دیوانه می‌کند یعنی من آمدم در این دنیا دو روز زندگی کنم بخورم و بخوابم. و از این تفکر نهیلیسم به وجود می‌آید و صادق هدایت کتاب می‌نویسد به نام «بوف کور یا سگ ولگرد» و در کتاب «بوف کور» انسان را به یک جغد تشبیه می‌کند که دور خود می‌چرخد؛ چون خاصیت جغد این است که سرش را 180 درجه بر می‌گرداند و این جغد که همان انسان است کور است و هیچ‌گونه هدفی ندارد و فقط به دور خودش می‌چرخد. که البته در آخر هم خودش را اعدام کرد و خودکشی کرد و بسیاری از اطرافیانش هم خودشان را کشتند. یک زن و شوهر هم  خودشان را کشتند و نوشتند به رهبر خود صادق اقتدا می‌کنیم. البته بحمدالله بعد انقلاب کتاب‌های صادق نقد و تحلیل شدند.[3]

ما خودمان را اشتباه گرفتیم و آن خودی که می‌خورد و می‌خوابد را اصل گرفتیم نه آن اصل خدایی‌مان را. قرآن می‌فرماید:«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً: مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بهشت‌های فردوس جای پذیرایی آنان است». (کهف / 107) بهشت جایگاه و منزل آنهاست نه هدف آنها!!

بلکه هدف « انالله و انا الیه راجعون: ما مملوک خداییم و یقیناً به سوی او بازمی‌گردیم»(بقره /156) می باشد. اگر یک سفری که بی‌انتهاست و برگشتی برای او نیست، چقدر توشه‌بر می‌داریم؟ هرچقدر برداریم بازهم کم است. به خاطر همین حضرت امیرالمؤمنینعلیه سلام) فرمودند: «آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَ طُولِ الطَّریق، وَ بُعْدِ السَّفَر، وَ عَظِیمِ الْمَوْردِ: آه از کمی زاد و توشه، و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد». [4]  چون او پی می‌برد به این عظمت و بزرگی هدف و راه طولانی.

------------------------

1.      علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 38.

2.      محمّد بن الحسن الحرّ العاملی، وسائل‌الشیعه، ج 12، ص 281

3.   ر.ک: کاتوزیان، محمدعلی همایون. صادق هدایت از افسانه تا واقعیت. ترجمه فیروزه مهاجر. تهران: طرح نو، ۱۳۷۷. 2- مقاله نقدی بر بوف کور صادق هدایت نوشته بهمن سقائی، ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در: مجله ادبی هیچستان

4.      نهج البلاغه، کلمات قصار، حدیث 77.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:

1.      جعفری تبریزی، محمدتقی، انسان در افق قرآن.

2.      استاد شهید مطهری، هدف زندگی.

3.      بهشتی، احمد، انسان در قرآن، (ج 2)، قم، کانون نشر طریق القدس.

4.      جوادی آملی، عبدالله، انسان در اسلام، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء.

5.      حسن زاده آملی، حسن، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، قم، قیام.





طبقه بندی: اعتقادی،
برچسب ها: انسان، انسان شناسی، هدف انسان، رسیدن به خداوند، کمال، غرب و انسان، خوردن و خوابیدن،

تاریخ : جمعه 7 اسفند 1394 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : محمد رضا خلیلیان | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.