تبلیغات
جمال آفتاب - ادب در کلام، فضیلتی فراموش شده!!!


آنچه که در زندگی امروزی شاهد آن هستیم و رونق بسیاری پیداکرده است. عصبانیت، توهین و فحاشی است. این در حالی است که آنچه در آیات قرآن کریم، روایات و آموزه‌های دین مقدس به آن توصیه‌شده است، نیکو سخن گفتن و پرهیز از بی‌ادبی و حسن ادب می‌باشد. ادب در گفتار، یعنی آدمی زبان خویش را از سخنان زهرآلود همانند: غیبت، تهمت، دروغ و مانند آن که شرع مقدس اسلام، انسان را از آن نهی کرده است، بازدارد.

خداوند از ما می‌خواهد از سخنان ناروا درباره مردمان دوری‌کنیم و با آنان به زیبایی و نکویی سخن بگوییم. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً:ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید و سخنی استوار گویید» (احزاب / 70)


آنجا که خداوند، موسی (علیه السلام) و برادرش هارون را به سراغ کسی چون فرعون می‌فرستد، به آنها سفارش می‌کند: « فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی: با او به نرمی و نیکویی سخن‌گویید، باشد که پند گیرد، یا ترسان گردد». (طه/44)

خداوند بابیان این‌گونه دستورها، رعایت ادب در گفتار را حتی در برخورد با دشمنان گوشزد می‌کند.

امیرالمؤمنین (علیه سلام) درباره اهمیت فراگیری ادب می‌فرمایند:«یا مؤمنُ، إنّ هذا العِلْمَ والأدبَ ثَمَنُ نفسِکَ، فاجتَهِدْ فی تَعلُّمِهِما، فما یَزیدُ مِن عِلمِکَ وأدبِکَ یَزیدُ فی ثَمَنِکَ وقَدْرِکَ: ای مؤمن! این دانش و ادب جان بهای توست، پس در فراگرفتن آن دو کوشا باش که هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود، قدر و ارزشت فزونی می‌گیرد.» [1]

همچنین در ارزش و مقام ادب می‌فرمایند:«لا حسَبَ أنفعُ مِن الأدبِ. حدیث: شرافتی سودمندتر از ادب نیست.» [2]

صدای نیکو و معتدل

ادب، از ویژگی‌های پسندیده انسانی است و بی‌ادب، به سرمنزل مقصود و سعادت راهی ندارد. انسان مؤدب همیشه با آرامی و نرمی سخن می‌گوید . صدای بلند، از نشانه‌های بی‌ادبی و در نظر عموم، زشت‌ترین صداهاست. هیچ‌کس دوست ندارد مردم صدایش را ناپسند بشمارند. شخصیت پربهای انسانی نیز ایجاب می‌کند که آدمی هنگام سخن گفتن، همواره جانب نرمی و اعتدال را نگه دارد. صدای آرام، همواره دل‌پذیر، ملایم و خوشایند است و با فطرت آدمیان نیز سازگاری بیشتری دارد،  چنان‌که در سفارش لقمان حکیم، در سوره لقمان آمده است:

«وَ اقْصِدْ فی مَشْیک وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِک اِنَّ اَنْکرَ الاَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ: اعتدال را رعایت کن و از صدای خود بکاه (و فریاد مزن)؛ که زشت‌ترین صداها، صدای الاغان است.» (لقمان/ 19)

پرهیز از دشنام

انسان عاقل هیچ‌گاه ناسزا نمی‌گوید. این ویژگی از یک سو، سخن را از اوج کمال به پایین‌ترین رتبه و نهایت زشتی می‌رساند و از دیگر سو، گوینده‌اش را از مقام انسانی پایین می‌کشد. حال که انسان می‌تواند با منطق و دانش به میدان گفت‌وگو و مناظره وارد شود، نباید خود را به درگیری و ناسزاگویی عادت دهد. در نهی از دشنام گفتن، در قرآن کریم آمده است: «لاتَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللّه؛ به (معبود) کسانی که غیر خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید». (انعام/ 108)

وقتی آدمی به کافران و مشرکان و بت‌پرستان و معبود غیر خدایی آنان نباید فحش دهد، تکلیفش در قبال خداپرستان و پاکان سنگین‌تر است. چه‌بسا، فتنه‌ها، درگیری‌ها، جنگ‌ها و خون‌ریزی‌ها که براثر فحش و ناسزاگویی برپا می‌شود. یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) می‌گوید:

خدمت امام رسیدم، به من فرمود: «این چه جنجالی بود که میان تو و شتردارت به وجود آمده بود، مبادا دشنام‌گو، بدزبان و لعنت کننده باشی؟!» عرض کردم: به خدا سوگند چنین بود که فرمودی، ولی او به من ستم کرد. فرمود: «اگر او به تو ستم کرده، تو از او سر افتادی. به‌راستی، این کردار، از کردارهای من نیست و من به شیعیانم چنین دستوری نمی‌دهم. از پروردگارت آمرزش بخواه و به آن کردار بازمگرد و تکرار مکن.» عرض کردم: از خدا آمرزش می‌خواهم و دیگر تکرار نمی‌کنم. [3]

روزی سوداگری بغدادی از بهلول سؤال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقاً پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد. باز روزی به بهلول برخورد. این دفعه گفت بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول این دفعه گفت پیاز بخر و هندوانه. سوداگر این دفعه رفت و سرمایه خود را تمام پیاز خرید و هندوانه انبار نمود و پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه‌های او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود. فوری به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول که از تو مشورت نموده، گفتی آهن بخر و پنبه، نفعی برده. ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی؟ تمام سرمایه من از بین رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم. ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی، من هم از روی دیوانگی به تو دستور دادم. مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درک نمود

اگر انسان در طول زندگی همت و تلاش کند برای کنترل زبان خود و زینت دادن آن به فضیلت‌های اخلاقی به‌حق می‌توان گفت به سعادت می رسد؛ زیرا بسیاری از گناهان به خاطر خطاهای زبان می‌باشد. و مولانا دراین‌باره چقدر زیبا سروده است.

از خداجوییم توفیق ادب                   بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد            بلکه آتش در همه آفاق زد

-----------------------------

1.       غررالحکم. حدیث 998.

2.       علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 68.

3.       محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 4، ص 17.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:

1.       نقش زبان در سرنوشت انسان‌ها، مهدی فقیهی.

2.       المجحة البیضاء فی تهذیب الاحیأ، جلد پنجم این کتاب «آفات اللسان»، محسن فیض کاشانی.

3.       جامع السعادات، محمد مهدی نراقی.

4.       معراج السعادة، ملأ احمد نراقی

5.       پرتوی از اخلاق اسلامی، سیدمحمد شفیعی مازندرانی



طبقه بندی: اعتقادی،
برچسب ها: ادب، عفت در کلام، فضیلتی فراموش شده، دروغ، غیبت، فحش و ناسزا،

تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1394 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : محمد رضا خلیلیان | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.