تبلیغات
جمال آفتاب - در تهران بگردید، کسی مثل احمد علی پیدا نمی کنید

در ایام عید تصمیم گرفتم به عنوان عیدی و هدیه نوروز برای نوجوانان فامیل و دوستانم یک کتاب دفاع مقدس هدیه دهم و معرفی یک الگو نمونه از نوجوانان و جوانان رشد یافته در مکتب انقلاب را به دوستانم معرفی کنم. کتاب عارفانه را چندین بار خودم خواندم؛ ولی هر چقدر خواندم باز هم سیر نشدم و آن را به نوجوانان فامیل هدیه دادم. بعد از خواندن کتاب نظراتشان را درباره آن پرسیدم. همه دوستانم از خواندن این کتاب لذت برده بودند و این کتاب تأثیرات زیادی بر روی زندگی و رفتارشان گذاشته بود.

كتاب «عارفانه» نوشته موسسه شهید ابراهیم هادی است، که به حق می توان گفت کتاب های بسیار پر معنا و مفیدی را از دفاع مقدس به رشته تحریر در آورده است. این کتاب زندگی شهید احمدعلی نیری را در قالب چهل خاطره معرفی ‌می‌كند موضوع این كتاب شرح ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری شهید احمدعلی نیری و تاثیر شیوه رفتار او بر نوجوانان مسجد امین‌الدوله است.

احمدعلی نیری تابستان 1345 در روستای آینه‌ورزان دماوند به دنیا آمد و در سال 1364 در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید. خاطرات كتاب «عارفانه» در مصاحبه با خانواده، دوستان و شاگردان شهید و براساس گفته‌های مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالكریم حق‌شناس درباره این شهید تدوین شده است. ایشان گفته بود: «بروید در تهران بگردید و ببینید كسی مانند این احمدآقا [شهید احمدعلی نیری] پیدا می‌كنید؟»

احمد علی یکی از بهترین شاگردان عرفانی آیت الله حق شناس بوده است که در اوایل نوجوانی با تقوا و پرهیز از گناه به مدارج عالی عرفان می رسد. نویسنده در ابتدای کتاب می نویسد: نمی توانستم چیزهایی را که از این شهید شنیدم را به رشته تحریر در بیاورم و بیم آن بود که مردم این خاطرات و کرامات احمد علی را باور نکنند؛ تا اینکه دفترچه خاطراتش را پیدا کردیم و همه کراماتش را در آنجا نوشته بود. و بعد از آن قلبم آرام گرفت و به یقین رسیدم.

در یکی از دست نوشته هایش می نویسد در کنار رود کرخه مشغول به وضو گرفتن بودم که ناگهان وجود مقدس امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) را دیدم که مشغول وضو گرفتن بودند.!!!!! و یکی از دلایلی که به این مقام رسیدند، واقعه ای شبیه به عارف واصل شیخ رجبعلی خیاط برای ایشان رخ می دهد و صحنه ای گناه برایش فراهم می شود که بلافاصله محیط را ترک می کند و بعد از آن احمد علی می گوید: می شنیدم که در و دیوار و کوه و دشت و گیاهان همه ذکر خداوند می گفتند و ذکر(سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و روح) را زمزمه می کردند که بدنم شروع به لرزییدن کرد و مرا در پتویی پیچیدند و به خانه آوردند.

وقتی مردم دیدند که آیت الله حق شناس در مراسم ترحیم این شهید بزگوار حضور یافت و ابعادی از شخصیت او را برای مردم بیان کرد، تازه فهمیدند که چه گوهری از دست رفته است.

آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دو نماز، سخنرانی شان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند: این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم. از احمد پرسیدم چه خبر؟ به من فرمود: تمام مطالبی که (از برزخ و) می گویند حق است. از شب اول قبر و سوال و اما من را بی حساب و کتاب بردند.

رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمی دانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟!

سپس در همان شب ایشان به همراه چند نفر از دوستان به سمت منزل احمدآقا که در ضلع شمالی مسجد امین الدوله در چهار راه مولوی بود، رهسپار شدند. در منزل این شهید بزرگوار رو به برادرش اظهار داشتند: من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم. به جز بنده و خادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت. به محض اینکه در را باز کردم، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی در حال سجده است. اما نه روی زمین! بلکه بین زمین وآسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمدآقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد و گفت تا زنده ام به کسی حرفی نزنید...."

برای یک بار هم که شده این کتاب را مطالعه کنید. پشیمان نمی شوید !!!!!!!!!!!!!

خرید کتاب عارفانه




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: کتاب عارفانه، خاطرات شهید احمد علی نیری، جنگ تحمیلی، والفجر8، آیت الله حق شناس، خودسازی، دیدار با امام زمان،

تاریخ : شنبه 25 اردیبهشت 1395 | 07:21 ق.ظ | نویسنده : محمد رضا خلیلیان | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.